هستی جونمهستی جونم، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

هستی نفس مامان و بابا

ﻣﻬﻤﻮﻥ اﻭﻣﺪﻩ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ

1393/4/15 1:10
نویسنده : مامان هستی
231 بازدید
اشتراک گذاری

ﺳﻼﻡ ﻧﺎﺯﻧﻴﻦ ﺩﺧﺘﺮﻡ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﻳﻨﻢ ﻋﻤﺮﻡ ﻋﺸﻘﻢ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻢ ﻣﺎﺷﺎﻻﻛﻪ ﺩاﺭﻱ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻋﺎﻗﻞ ﺗﺮ و ﻓﻬﻤﻴﺪﻩ ﺗﺮ ﻣﻴﺸﻲ. ﻋﺎﺷﺸﺸﺸﺸﺸﺸﻘﻘﻘﻘﻘﻘﻘﺘﺘﺘﺘﺘﺘﺘﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻤﻢ محبتمحبت

اﻭﻝ ﺗﻴﺮﻣﺎﻩ ﺧﺎﻟﻪ ﺯﻳﻨﺐ اﻳﻨﺎ اﻭﻣﺪﻥ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ و ﭘﻴﺸﻤﻮﻥ ﻣﻮﻧﺪﻥ.ﻗﺮﺑﻮﻧت ﺑﺮﻡ ﻛﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺧﺎﻟﻪ اﻳﻴﻴﻴﻲ ﻋﺰﻳﺰﻡ.ﺗﺎ ﺧﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﺩﻳﺪﻱ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻲﭘﺮﻳﺪﻱ ﺑﻐﻠﺶ و اﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ اﻧﮕﺎﺭ ﭼﻨﺪﻭﻗﺘﻪ ﻧﺪﻳﺪﻳﺶ.ﺧﺎﻟﻪ ﻫﻢ ﺗﻮﺭﻭ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭﻩ.ﺩاﺩاﺵ ﻋﻠﻲ ﺭﻭ ﻧﮕﻮ ﺩﻳﮕﻪ ﻛﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺻﻤﻴﻤﻲ ﺷﺪﻱ ﺗﺎﺯﻩ اﺳﻤﺶ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻳﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻲ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﻗﺸﻨﮓ ﺻﺪاﺵ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻡ ﺑﺨﻮﺭﻣﺖ ﻧﻔﺴﻢ.ﺑﺎ ﺧﺎﻟﻪ اﻳﻨﺎ ﻛﻠﻲ ﺭﻓﺘﻴﻢ ﮔﺮﺩﺵ.رفتیم پارک خانواده و اونجا کلی با وسایل بازی کردی. کنار رودخونه رفتیم.پارک رعنا رفتیم. عکسا خیلی خوب نشدن به همین خاطر فقط چندتا عکس از پارک خانواده واست میذارم عزیزم.عکس داداش علی هم هست.خاله قربونش بره که ماشالا چقدر بزرگ شدهمحبت

 

 

 

 

پسندها (1)

نظرات (2)

خاله زينب
27 تیر 93 7:00
سلام خوش به حال دخترمون كه انقد لباس داره !!!هر روز يه رنگ هر روز يه شكل!! خاله جون به ما هم ياد ميدي برا دخترموناز اين لباس خشگلا بخريم
مامان هستی
پاسخ
ﺳﻼﻡ ﺧﺎﻟﻪ ﺟﻮﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﺷﻤﺎ ﺭﻭ ﻧﺪاﺭﻩ ﭼﺸﻢ ﺣﺘﻤﺎ اﻭﻥ ﺟﻴﮕﺮﻃﻼ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻴﺎﺩ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺘﺶ ﻫﺴﺘﻴﻢ
سيد علي پسر خاله
27 تیر 93 7:08
سلام خاله جون ممنون كه عكسمو زدي يعني الان ديگه مشهور شدم؟؟!! ميخوام بيام دوباره خونتون مشتاق بوسيدن سر هستي ام!!
مامان هستی
پاسخ
ﺧﻮاﻫﺶ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻋﺰﻳﺰﺩﻟﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻮﺭﻱ ﻣﺸﻬﻮﺭﻱ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺕ ﻧﺪاﺭﻱ ﭘﺴﺮﻗﺸﻨﮕﻢ